دسته: غزل
-
۳۳۲. این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
شماره 332 این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست از خواجه بپرسید که این خانه چه خانهست این صورت بت چیست اگر خانه کعبهست وین نور خدا چیست اگر دیر مغانهست گنجیست در این خانه که در کون نگنجد این خانه و این خواجه همه فعل و بهانهست بر خانه…
-
۳۳۱. زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
شماره 331 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست دیوانه شدم بر سر دیوانه قلم نیست از دور ببینی تو مرا شخص رونده آن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانست اما نه چنین جان که به جز غصه و غم…
-
۳۳۰. بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
شماره 330 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت سرمست همیگشت به بازار مرا یافت پنهان شدم از نرگس مخمور مرا دید بگریختم از خانه خمار مرا یافت بگریختنم چیست کز او جان نبرد کس پنهان شدنم چیست چو صد بار مرا یافت گفتم که در انبوهی شهرم کی بیابد آن…