دسته: غزل
-
۳۵۱. طبیب درد بیدرمان کدامست
شماره 351 طبیب درد بیدرمان کدامست رفیق راه بیپایان کدامست اگر عقلست پس دیوانگی چیست وگر جانست پس جانان کدامست چراغ عالم افروز مخلد که نی کفرست و نی ایمان کدامست پر از درست بحر لایزالی درونش گوهر انسان کدامست غلامانه است اشیاء را قباها میان بندگان سلطان کدامست …
-
۳۵۰. صدایی کز کمان آید نذیریست
شماره 350 ز بعد وقت نومیدی امیدیست به زیر کوری اندر سینه دیدیست نبینی نور چون دانی تو کوری سیه نادیده کی داند سپیدیست قرین صد هزاران نقش و معنی نهان تصریف سلطان وحیدیست که جنباننده این نقش و معنیست چو بادی رقصهای شاخ بیدیست مشو نومید از دشنام دلدار…
-
۳۴۹. مبر رنج ای برادر خواجه سختست
شماره 349 مبر رنج ای برادر خواجه سختست به وقت داد و بخشش شوربختست اگر چه باغ را نیمی گرفتهست ولیکن سخت بیمیوه درختست گشاده ابروست و بسته کیسه مشو غره که او را سیم و رختست دو دستش را به تخته دوختستند چه سود ار خواجه بر بالای تختست …