دسته: غزل
-
۸۰۰. گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
شماره 800 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود ور به یاری و کریمی شبکی روز آری از برای دل پرآتش یاران چه شود ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد کوری دیده ناشسته شیطان چه شود ور بگیرد ز بهاران و…
-
۷۹۹. سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
شماره 799 سفره کهنه کجا درخور نان تو بود خرمگس هم ز کجا صاحب خوان تو بود در زمانی که بگویی هله هان تان چه کمست کو زبانی که مجابات زبان تو بود گر سیه روی بود زنگی و هندوی توست چه غمست از سیهی چونک از آن تو بود ببری در…