دسته: مولانا
-
۵۸۱. مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
شماره 581 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد درختان بین که چون مستان همه گیجند و سرجنبان صبا برخواند افسونی که گلشن بیقرار آمد سمن را گفت نیلوفر که پیچاپیچ من بنگر چمن را گفت اشکوفه که فضل کردگار آمد…
-
۵۸۰. صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
شماره 580 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را که بزم روح گستردند و باده بیخمار آمد قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین کز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد …
-
۵۷۹. دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
شماره 579 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد مگر آن مطرب جانها ز پرده در سرود آمد سراندازان و جانبازان دگرباره بشوریدند وجود اندر فنا رفت و فنا اندر وجود آمد دگرباره جهان پر شد ز بانگ صور اسرافیل امین غیب پیدا شد که جان را زاد و بود آمد …