دسته: مولانا
-
۶۵۰. آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
شماره 650 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد امسال در این خرقه زنگار برآمد آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی آنست که امسال عرب وار برآمد آن یار همانست اگر جامه دگر شد آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد آن باده همانست اگر شیشه بدل شد بنگر…
-
۶۴۹. بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
شماره 649 بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد چون باز که برباید مرغی به گه صید بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد در خود چو نظر کردم خود را بندیدم زیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان…
-
۶۴۸. ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
شماره 648 ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید گر صورت بیصورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار…