دسته: مولانا
-
۶۵۳. چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
شماره 653 چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید بر چهره ما خاک چو گلگونه نماید خواهم که ز زنار دو صد خرقه نماید ترسابچه گوید که بپوشان که نشاید اشکم چو دهل گشته و دل حامل اسرار چون نه مهه گشتست ندانی که بزاید شاهیست دل اندر تن ماننده گاوی…
-
۶۵۲. تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
شماره 652 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند تدبیر به تقدیر خداوند نماند بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند حیله بکند لیک خدایی نتواند گامی دو چنان آید کو راست نهادست وان گاه که داند که کجاهاش کشاند استیزه مکن مملکت عشق طلب کن کاین مملکتت از ملک الموت رهاند باری…
-
۶۵۱. مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
شماره 651 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور از نفخه او دمدمه صور برآمد در هاون اقبال عنایت گهری کوفت صد دیده حق بین ز دل کور برآمد از تف بهاری چه خبر یافت دل خاک کز خاک سیه…