دسته: مولانا
-
۶۵۶. مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
شماره 656 مرغان که کنون از قفس خویش جدایید رخ باز نمایید و بگویید کجایید کشتی شما ماند بر این آب شکسته ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست یا دام بشد از کف و از صید جدایید امروز شما هیزم آن آتش خویشید…
-
۶۵۵. از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
شماره 655 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید در مجلس جان فکر دگر کار مدارید یار دگر و کار دگر کفر و محالست در مجلس دین مذهب کفار مدارید در مجلس جان فکر چنانست که گفتار پنهان چو نمیماند اضمار مدارید گر بانگ نیاید ز فسا بوی بیاید در دل نظر…
-
۶۵۴. هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
شماره 654 هر نکته که از زهر اجل تلختر آید آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید در چاه زنخدان تو هر جان که وطن ساخت زود از رسن زلف تو بر چرخ برآید هین توشه ده از خوشه ابروی ظریفت زان پیش که جان را ز تو وقت سفر آید…