دسته: مولانا
-
۶۸۱. کسی که غیر این سوداش نبود
شماره 681 کسی که غیر این سوداش نبود ز ذوق ماش یاد ماش نبود مثال گوی در میدان حیرت دوان باشد اگر چه پاش نبود وجودی که نرست از سایه خوش پناه سایه عنقاش نبود نماید آینه سیمای هر کس ازیرا صورت و سیماش نبود به روزی صد هزاران عیب و…
-
۶۸۰. نگارا مردگان از جان چه دانند
شماره 680 نگارا مردگان از جان چه دانند کلاغان قدر تابستان چه دانند بر بیگانگان تا چند باشی بیا جان قدر تو ایشان چه دانند بپوشان قد خوبت را از ایشان که کوران سرو در بستان چه دانند خرامان جانب میدان خویش آ مباش آن جا خران میدان چه دانند بزن…
-
۶۷۹. چو دیوم عاشق آن یک پری شد
شماره 679 چو دیوم عاشق آن یک پری شد ز دیو خویشتن یک سر بری شد چو ناگاهان بدیدش همچو برقی برون پرید عقلش را سری شد در انگشت پری مهر سلیمان چو دید آن جان و دل در چاکری شد چو سر چاکری عشق دریافت فراز هفت چرخ مهتری شد…