دسته: مولانا
-
۱۶۲. تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
غزل شماره 162 تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و…
-
۱۶۱. چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را
غزل شماره 161 چو فرستاد عنایت به زمین مشعلهها را که بدر پرده تن را و ببین مشعلهها را تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری وگر از اصل تو دوری چه از این مشعلهها را خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی تو عزبخانه مه را تو چنین مشعلهها را…
-
۱۶۰. مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
غزل شماره 160 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را که سزا نیست سلحها به جز از تیغ زنان را چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را چه کند عورت مسکین سپر و گرز و سنان را چو میان نیست کمر را به کجا بندد آخر که وی از سنگ…