دسته: مولانا
-
چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت
تکه دوم قصابی سوی گولی گوشت انداخت چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت یکی ران دگر سوی وی افکند بگفتا گاو مردهست این زهی گند خدا بخشید آنچ اسباب کامست تو گفتی چیست این؟ خود داد عامست کنون شد عام کان با تو بپیوست نجس شد چونک در کردی درو دست…
-
۲۰۰. نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
غزل شماره 200 نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا ما زاده قضا و قضا مادر همهست چون کودکان دوان شدهایم از پی قضا ما شیر از او خوریم و همه در پیش پریم گر شرق و غرب تازد ور جانب سما …
-
۱۹۹. ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
غزل شماره 199 ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا شاد آمدیت از سفر خانه خدا روز از سفر به فاقه و شبها قرار نی در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق در خانه خدا شده قد کان آمنسا …