دسته: مولانا
-
۱۹۸. ای صوفیان عشق بدرید خرقهها
غزل شماره 198 ای صوفیان عشق بدرید خرقهها صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا کز یار دور ماند و گرفتار خار شد زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا از غیب رو نمود صلایی زد و برفت کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا من هم خموش کردم…
-
۱۹۷. ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
غزل شماره 197 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمانها حی علی الصلا درهای گلستان ز پی تو گشادهایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا جان را من آفریدم و دردیش دادهام آن کس که درد داده همو سازدش دوا قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو…
-
۱۹۶. در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را
غزل شماره 196 در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را در رقص اندرآور جانهای صوفیان را خورشید و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر ما در میان رقصیم رقصان کن آن میان را لطف تو مطربانه از کمترین ترانه در چرخ اندرآرد صوفی آسمان را باد بهار پویان آید ترانه گویان خندان کند…