دسته: مولانا
-
۲۴۱. نرد کف تو بردست مرا
شماره 241 نرد کف تو بردست مرا شیر غم تو خوردست مرا گشتم چو خلیل اندر غم تو آتشکدهها سردست مرا در خاک فنا ای دل بمران کز راندن تو گردست مرا میران فرسی در گلشن جان کز گلشن جان وردست مرا در شادی ما وهمی نرسد کاین خنده گری…
-
۲۳۱. سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا
شماره 231 سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا ز دم زدن کی شود مانده یا کی سیر شود تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی دهان گور شود باز و لقمه ایش کند چو بسته گشت دهان تن از…
-
۲۴۰. تو جان و جهانی کریما مرا
شماره 240 تو جان و جهانی کریما مرا چه جان و جهان از کجا تا کجا که جان خود چه باشد بر عاشقان جهان خود چه باشد بر اولیا نه بر پشت گاویست جمله زمین که در مرغزار تو دارد چرا در آن کاروانی که کل زمین یکی گاوبارست و تو…