دسته: مولانا
-
۳۷۱. گر جام سپهر زهرپیماست
شماره 371 گر جام سپهر زهرپیماست آن در لب عاشقان چو حلواست زین واقعه گر ز جای رفتی از جای برو که جای این جاست مگریز ز سوز عشق زیرا جز آتش عشق دود و سوداست دودت نپزد کند سیاهت در پختنت آتشست کاستاست پروانه که گرد دود گردد دودآلودست…
-
۳۷۰. آمد رمضان و عید با ماست
شماره 370 آمد رمضان و عید با ماست قفل آمد و آن کلید با ماست بربست دهان و دیده بگشاد وان نور که دیده دید با ماست آمد رمضان به خدمت دل وان کش که دل آفرید با ماست در روزه اگر پدید شد رنج گنج دل ناپدید با ماست …
-
۳۶۹. در شهر شما یکی نگاریست
شماره 369 در شهر شما یکی نگاریست کز وی دل و عقل بیقراریست هر نفسی را از او نصیبیست هر باغی را از او بهاریست در هر کویی از او فغانیست در هر راهی از او غباریست در هر گوشی از او سماعیست هر چشم از او در اعتباریست در…