۳۶۹. در شهر شما یکی نگاریست

شماره 369

 

در شهر شما یکی نگاریست

کز وی دل و عقل بی‌قراریست

 

هر نفسی را از او نصیبیست

هر باغی را از او بهاریست

 

در هر کویی از او فغانیست

در هر راهی از او غباریست

 

در هر گوشی از او سماعیست

هر چشم از او در اعتباریست

 

در کار شوید ای حریفان

کاین جا ما را عظیم کاریست

 

پنهان یاری به گوش من گفت

کاین جا پنهان لطیف یاریست

 

او بد که به این طریق می‌گفت

کز تعبیه‌هاش دل نزاریست

 

او بود رسول خویش و مرسل

کان لهجه از آن شهریاریست

 

نوحست و امان غرقگانست

روحست و نهان و آشکاریست

 

گرد ترشان مگرد زین پس

چون پهلوی تو شکرنثاریست

 

گرد شکران طبع کم گرد

کان شهوت نیز برگذاریست

 

این جا شکریست بی‌نهایت

این جا سر وقت پایداریست

 

خاموش کن ای دل و مپندار

کو را حدیست یا کناریست


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *