دسته: مولانا
-
۴۵۲. ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
شماره 452 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست هندوی طرهات چه رسن باز لولییست لولی گری طره طرارم آرزوست اندر دلم ز غمزه غماز فتنههاست فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوشست غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست زان شمع…
-
۴۵۱. پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
شماره 451 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست نظاره تو بر همه جانها مبارکست یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن دانستهای که سایه عنقا مبارکست ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست ای صد هزار جان مقدس فدای او…
-
۴۵۰. از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
شماره 450 از بامداد روی تو دیدن حیات ماست امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست امروز در جمال تو خود لطف دیگرست امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست امروز آن کسی که مرا دی بداد پند چون روی تو بدید ز من عذرها بخواست صد چشم وام خواهم تا…