دسته: مولانا
-
۴۴۹. جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
شماره 449 جانا جمال روح بسی خوب و بافرست لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست ای آنک سالها صفت روح میکنی بنمای یک صفت که به ذاتش برابرست در دیده میفزاید نور از خیال او با این همه به پیش وصالش مکدرست ماندم دهان باز ز تعظیم آن جمال هر…
-
۴۴۸. امروز روز نوبت دیدار دلبرست
شماره 448 امروز روز نوبت دیدار دلبرست امروز روز طالع خورشید اکبرست دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن کانها به او نماند او چیز دیگرست هر کس که دید چهره او نشد خراب…
-
۴۴۷. ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
شماره 447 ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی کو سر دل بداند و دلدار نازکست چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن بسیار هم مکوش که بسیار نازکست گر بیخودی ز…