دسته: مهدی اخوان ثالث
-
سگها و گرگها
سگها و گرگها ۱ هوا سرد است و برف آهسته بارد ز ابری ساکت و خاکستری رنگ زمین را بارش مثقال، مثقال فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ سرود کلبهٔ بی روزن شب سرود برف و باران است امشب ولی از زوزههای باد پیداست که شب مهمان توفان است امشب دوان بر پردههای برفها، باد روان بر…
-
به مهتابی که به گورستان می تابید
به مهتابی که به گورستان می تابید ۱ حیف از تو ای مهتاب شهریور، که ناچار باید بر این ویرانه محزون بتابی وز هر کجا گیری سراغ زندگی را افسوس، ای مهتاب شهریور، نیابی یک شهر گورستان صفت، پژمرده، خاموش “بر جای رطل و جام می” سجادهٔ زرق “گوران نهادستند پی” در مهد شیران “بر…
-
نظاره
نظاره با نگهی گمشده در کهنه خاطرات پهلوی دیوار ترک خوردهای سپید بر لب یک پله چوبین نشستهام با سری آشفته، دلی خالی از امید میگذرد بر تن دیوار، بی شتاب در خط زنجیر، یکی کاروان مور نامتوجه به بسی یادگارها میشود آهسته ز مد نظاره دور گویی بر پیرهن مورثی به عمد دوخته کس…