دسته: مهدی اخوان ثالث
-
سه شب
سه شب نخستین روزنهای از امید، گرم و گرامی روشنی افکنده باز بر دل سردم دایم از آن لذتی که خواهم آمد مستم و با سرنوشت بد به نبردم تا بردم گاهگاه وسوسه با خویش کای دله دل! چشم ازین گناه فرو پوش یاد گناهان دلپذیر گذشته بانگ بر آرد که: ای شیطان! خاموش وسوسهٔ…
-
فریاد
فریاد خانهام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز هر طرف میسوزد این آتش پردهها و فرشها را، تارشان با پود من به هر سو میدوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد از درون خستهٔ سوزان میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد خانهام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم…
-
فراموش
فراموش با شما هستم من، ای … شما چشمههایی که ازین راهگذر میگذرید با نگاهی همه آسودگی و ناز و غرور مست و مستانه هماهنگ سکوت به زمین و به زمان مینگرید او درین دشت بزرگ چشمهٔ کوچک بی نامی بود کز نهانخانه ی تاریک زمین در سحرگاه شبی سرد و سیاه به جهان چشم…