دسته: باب هشتم در آداب صحبت
-
۱. مال از بهر آسایش عمرست نه عمر از بهر گرد
حکایت اول مال از بهر آسایش عمرست نه عمر از بهر گرد کردن مال عاقلی را پرسیدند نیک بخت کیست و بدبختی چست گفت نیک بخت آن که خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت
-
۲. موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که احسن کما احسن الله
حکایت دوم آنکس که بدینار و درم خیر نیندوخت سر عاقبت اندر سر دینار و درم کرد موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که احسن کما احسن الله الیک نشنید و عاقبتش شنیدی خواهی که ممتع شوی از دینی و عقبی با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم کرد…
-
۳
حکایت سوم دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی نه محقق بود نه دانشمند چارپاپیی برو کتابی چند آن تهی مغز را چه علم و خبر که…