دسته: باب ششم در قناعت
-
سر آغاز (آغاز باب ششم)
سر آغاز (آغاز باب ششم) خدا را ندانست و طاعت نکرد که بر بخت و روزی قناعت نکرد قناعت توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را سکونی بدست آور ای بی ثبات که بر سنگ گردان نروید نبات مپرور تن ار مرد رای و هشی که او را چو میپروری میکشی خردمند…
-
حکایت در معنی آسانی پس از دشواری (پایان باب ششم)
حکایت در معنی آسانی پس از دشواری (پایان باب ششم) شنیدم ز پیران شیرین سخن که بود اندر این شهر پیری کهن بسی دیده شاهان و دوران و امر سرآورده عمری ز تاریخ عمرو درخت کهن میوهٔ تازه داشت که شهر از نکویی پرآوازه داشت عجب در زنخدان آن دل فریب که هرگز نبودهست بر…
-
گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی
گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی کمال است در نفس مرد کریم گرش زر نباشد چه نقصان و سیم؟ مپندار اگر سفله قارون شود که طبع لئیمش دگرگون شود وگر درنیابد کرم پیشه، نان نهادش توانگر بود همچنان مروت زمین است و سرمایه زرع بده کاصل خالی نماند ز فرع خدایی که از…