دسته: باب سوم در عشق و مستی و شور
-
سر آغاز (آغاز باب سوم)
سر آغاز (آغاز باب سوم) خوشا وقت شوریدگان غمش اگر زخم بینند و گر مرهمش گدایانی از پادشاهی نفور به امیدش اندر گدایی صبور دمادم شراب الم در کشند وگر تلخ بینند دم در کشند بلای خمارست در عیش مل سلحدار خارست با شاه گل نه تلخ است صبری که بر یاد اوست که تلخی…
-
حکایت صبر مردان بر جفا
حکایت صبر مردان بر جفا شنیدم که در خاک وخش از مهان یکی بود در کنج خلوت نهان مجرد به معنی نه عارف به دلق که بیرون کند دست حاجت به خلق سعادت گشاده دری سوی او در از دیگران بسته بر روی او زبان آوری بیخرد سعی کرد ز شوخی به بد گفتن…
-
مخاطبه شمع و پروانه (پایان باب سوم)
مخاطبه شمع و پروانه (پایان باب سوم) شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز باری چراست؟ بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من بدر میرود چو فرهادم آتش به سر میرود…