دسته: سعدی
-
حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت
حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت بنالید درویشی از ضعف حال بر تندرویی خداوند مال نه دینار دادش سیه دل نه دانگ بر او زد به سرباری از طیره بانگ دل سائل از جور او خون گرفت سر از غم برآورد و گفت ای شگفت توانگر ترش روی، باری، چراست؟…
-
گفتار اندر گردش روزگار
گفتار اندر گردش روزگار تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت که فردا نگیرد خدا بر تو سخت گر از پا درآید، نماند اسیر که افتادگان را بود دستگیر به آزار فرمان مده بر رهی که باشد که افتد به فرماندهی چو تمکین و جاهت بود بر دوام مکن زور بر ضعف درویش و عام…
-
حکایت دهم
حکایت یکی در بیابان سگی تشنه یافت برون از رمق در حیاتش نیافت کله دلو کرد آن پسندیده کیش چو حبل اندر آن بست دستار خویش به خدمت میان بست و بازو گشاد سگ ناتوان را دمی آب داد خبر داد پیغمبر از حال مرد که داور گناهان از او عفو کرد الا گر جفا…