دسته: دفتر چهارم
-
در سایه سرو
در سایه سرو حال تو روشن است دلا از ملال تو فریاد از دلی که نسوزد به حال تو ای نوش لب که بوسه به ما کرده ای حرام گر خون ما چو باده بنوشی حلال تو یاران چو گل به سایه سرو آرمیده اند ما و هوای قامت با اعتدال تو در چشم کس…
-
خشکسال ادب
خشکسال ادب دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟ ربودهای دل زارم دگر چه می خواهی؟ مریز دانه که ما خود اسیر دام توایم ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟ اثر ز ناله خونین دلان گریزان است ز ناله ای دل خونین اثر چه می خواهی؟ به گریه…
-
حلقه موج
حلقه موج گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم من نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنم هر زمان بی روی ماهی همدم آهی شوم هر نفس با یاد یاری نالهٔ زاری کنم حلقههای موج بینم نقش گیسویی کشم خندههای صبح بینم یاد رخساری کنم گر سر یاری بود بخت نگونسار…