دسته: رحیم معینی کرمانشاهی
-
معنی انسان
معنی انسان بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است جامه پاکی دگر وپاکی دامان دگر است کس ندیدیم که انکار کند وجدان را حرف وجدان دگر و گوهر وجدان دگر است کس دهان را به ثناگویی شیطان نگشود نفی شیطان دگر و طاعت شیطان دگر است کس نگفته است ونگوید که دد ودیو شوید…
-
گریه سنگین
گریه سنگین قلم در دست من ميلرزد از تاب سخن امشب سر انديشه پردازي نمي آيد زمن امشب مرا ديوانه بايد گفت ،با اين گريه سنگين بحالم شمع ميخندد ،بحال سوختن امشب ردايم عشق وكفشم صبر و راهم بي سرانجامي ندانم چون بيارامم درون پيرهن امشب چنان بريان شدم ، بر آتش آشفته بختيها…
-
آشوب خزان
آشوب خزان خورشيد دگر نور دلاويز ندارد مه پرتو مات هوس انگيز ندارد در باد بهاري ز بس آشوب خزان است گل وحشتي از غارت پاييز ندارد آنكس كه ندارد هنر عشق و محبت زو رحم مجوييد كه اين نيز ندارد آلوده ام اما همه شب غرق مناجات با دوست سخن اينهمه پرهيز ندارد گيتي…