دسته: حافظ
-
صبا به تهنيت پير می فروش آمد
غزل ۱۷۵ صبا به تهنيت پير می فروش آمد که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد …
-
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
غزل ۱۷۴ مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد مردمی کرد و کرم لطف…
-
در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد
غزل ۱۷۳ در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد حالتی رفت که محراب به فرياد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند موسم عاشقی و کار به بنياد آمد …