دسته: حافظ
-
ساقی بيار باده که ماه صيام رفت
غزل ۸۴ ساقی بيار باده که ماه صيام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت وقت عزيز رفت بيا تا قضا کنيم عمری که بی حضور صراحی و جام رفت مستم کن آن چنان که ندانم ز بيخودی در عرصه خيال که آمد کدام رفت بر بوی آن که…
-
گر ز دست زلف مشکينت خطايی رفت رفت
غزل ۸۳ گر ز دست زلف مشکينت خطايی رفت رفت ور ز هندوی شما بر ما جفايی رفت رفت برق عشق ار خرمن پشمينه پوشی سوخت سوخت جور شاه کامران گر بر گدايی رفت رفت در طريقت رنجش خاطر نباشد می بيار هر کدورت را که بينی چون صفايی رفت رفت …
-
آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
غزل ۸۲ آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آيا چه خطا ديد که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بين کس واقف ما نيست که از ديده چهها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز…