دسته: اردلان سرفراز
-
مرداب
مرداب میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام داغ خورشید به تنم زنجیر زمین به پام … آه من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم آرزو داشتم برم تا به دریا…
-
نیرنگ
نیرنگ به من اونكه بدي آموخت تو بودي تو بودي ، تو بودي منو آتيش زد و خود سوخت تو بودي تو بودي ، تو بودي اون كه با تير به زهر آلوده ي عشق دل و ديده به هم دوخت تو بودي اون كه با شعبده بازي به نيرنگ لب فرياد منو دوخت…
-
همزاد
همزاد عشق لالایی بارون تو شباس نم نم بارون پشت شیشه هاس لحظه ی شبنم و برگ گل یاس لحظه ی رهایی پرنده هاس تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت منو فریاد می زنی تو خود عشقی که شوق موندنی غم تلخ و گنگ شعرای منی وقتی دنیا درد بی حرفی داره تویی…