دسته: اردلان سرفراز
-
غریب
غریب تو از شهر غریب بی نشونی اومدی تو با اسب سفید مهربونی اومدی تو از دشت های دور وجاده های پر غبار برای هم صدایی هم زبونی اومدی تو از راه می رسی ، پر از گرد و غبار تمومه انتظار ، می اید همرات بهار چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت چه…
-
ای عشق
ای عشق عشق به شکل پرواز پرنده س عشق ، خواب یه آهوی رمنده س من ، زائری تشنه ، زیر باران عشق ، چشمه آبی اما کشنده س من ، می میرم از این آب مسموم اما اونکه مرده از عشق ، تا قیامت ، هر لحظه زنده س من ، می میرم از…
-
آغاز
آغاز در من هزار حرف نگفته هزار درد نهفته هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند در من هزار آهوی تشنه در خشکسال دشت پریشانند در من پرندگان مهاجر ترانه های سفر را در باغ های سوخته می خوانند با من که در بهار خزانم قصه های فراوانی ست با من که…