دسته: شعرا
-
صبح است ساقيا قدحی پرشراب کن
غزل ۳۹۶ صبح است ساقيا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پيشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشيد می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عيش میطلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزهها…
-
گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن
غزل ۳۹۵ گلبرگ را ز سنبل مشکين نقاب کن يعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را چون شيشههای ديده ما پرگلاب کن ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد ساقی به دور باده گلگون شتاب کن بگشا به شيوه نرگس…
-
ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
غزل ۳۹۴ ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر در زلف بیقرار تو پيدا قرار حسن ماهی نتافت همچو تو از برج نيکويی سروی نخاست چون قدت از جويبار حسن خرم شد از ملاحت…