دسته: شعرا
-
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
غزل ۴۱۱ تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی میکشم از برای تو دولت عشق…
-
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
غزل ۴۱۰ ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زينت تاج و نگين از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهد از کلاه خسروی رخسار مه سيمای تو جلوه گاه طاير اقبال باشد هر کجا سايهاندازد همای چتر گردون سای تو از رسوم شرع و حکمت با…
-
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
غزل ۴۰۶ گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما کان جا هزار نافه مشکين به نيم جو تخم وفا و مهر در اين…