دسته: شعرا
-
عید نوروز
عید نوروز باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما صوفی و عارف ازین بادیه دور افتادند جام می گیر ز مطرب، که رَوی سوی صفا همه…
-
میِ چارهساز
میِ چارهساز ساقی، به روی من درِ میخانه باز کن از درس و بحث و زهد و ریا، بینیاز کن تاری ز زلفِ خم خم خود در رهم بنه فارغ ز علم و مسجد و درس و نماز کن داوودوار نغمه زنان ساغری بیار غافل ز درد جاه و نشیب و فراز…
-
بت یکدانه
بت یکدانه خرّم آن روز که ما عاکف میخانه شویم از کف عقل، برون جسته و دیوانه شویم بشکنیم آینه فلسفه و عرفان را از صنمخانه این قافله، بیگانه شویم فارغ از خانقه و مدرسه و دیر شده پشت پایی زده بر هستی و فرزانه شویم هجرت از خویش نموده، سوی…