دسته: شعرا
-
۱۴۸. از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
غزل شماره 148 از پی شمس حق و دین دیده گریان ما از پی آن آفتابست اشک چون باران ما کشتی آن نوح کی بینیم هنگام وصال چونک هستیها نماند از پی طوفان ما جسم ما پنهان شود در بحر باد اوصاف خویش رو نماید کشتی آن نوح بس پنهان ما …
-
۱۴۷. آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا
غزل شماره 147 آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا صد هزاران سر سر جان شنیدستی دلا از ورای پردهها تو گشتهای چون می از او پرده خوبان مه رو را دریدستی دلا از قوام قامتش در قامت تو کژ بماند همچو چنگ از بهر سرو تر خمیدستی دلا ز آن…
-
۱۴۶. در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
غزل شماره 146 در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما محومان کن تا رهد هر دو جهان از ننگ ما باد باده برگمار از لطف خود تا برپرد در هوا ما را که تا خفت پذیرد سنگ ما بر کمیت می تو جان را کن سوار راه عشق تا چو یک…