دسته: شعرا
-
۴۳۴. هم به بر این بت زیبا خوشکست
شماره 434 هم به بر این بت زیبا خوشکست من نشستم که همین جا خوشکست مطرب و یار من و شمع و شراب این چنین عیش مهیا خوشکست من و تو هیچ از این جا نرویم پهلوی شکر و حلوا خوشکست خجل است از رخ یارم گل تر با چنین چهره و…
-
۵۲
غزل شمارهٔ ۵۲ چو از جور رقیبان از در او بار میبستم ره آمد شدن از گریه بر اغیار میبستم خوش آن خاری که چون سنگش بسر میزد من از حسرت چو گل میچیدم و بر گوشهٔ دستار میبستم گشادم از در پیر مغان شد کاشکی ز اول ز کف تسبیح میافکندم و زنار…
-
۵۳
غزل شمارهٔ ۵۳ پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم به این لباس برش عرض مدعا کردم نماند حاجت کس ناروا نمیدانم که گفت یا رب یا رب که من دعا کردم هزار حیف ندانی که دور از تو بمن چها گذشت و چها دیدم و چها کردم نبود غیر کمالت بهر…