دسته: شعرا
-
۴۷
غزل شمارهٔ ۴۷ مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ که زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ مرا چنانکه منم بینی و نگوئی هیچ ازین تغافل جانسوز سخت داغم داغ اگر جگر جگر و دل دلم خورد، شاید که پیش آن گل رعنا، یکیست بلبل و زاغ ملاف هیچ بر…
-
۴۸
غزل شمارهٔ ۴۸ بهوش باش که در بارگاه رد و قبول کمال عین ذواتست و فصل عین فصول اگر قبول و گر رد کنی خلاصم کن شدم هلاک ز ماخولیای رد و قبول دچار او نشدم تا ز خویش برگشتم فناست تجربه کردیم کیمیٰای قبول رسیده شاهد معنی ز صورت زشتت ببین که از…
-
۴۹
غزل شمارهٔ ۴۹ همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم حیف و صد حیف که…