دسته: شعرا
-
۴۵
غزل شمارهٔ ۴۵ ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز یکبار دگر در تف آن آتشم انداز آتش چه زنی بر دلم از نام جدائی این حرف مگو با من و در آتشم انداز بیماری خود داده به ما نرگس مستش ای دیده ز پر کالهٔ دل مفرشم انداز یا رب نپسندی که…
-
۴۳۶. گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
شماره 436 گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد…
-
۴۶
غزل شمارهٔ ۴۶ چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش دریغا خضر ما شرمنده گردد ز آب حیوانش نه از رنگ تو رنگی داشت نه از بوی تو بوئی ز غیرت چاک زد هر سو ز صد جا، گل گریبانش چو آن بلبل که در بستان ز سنبل آشیان دارد دل آشفتهام…