دسته: شعرا
-
۴۴۶. گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
شماره 446 گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست از عشق برنگردد آن کس که دلشدهست مه نور میفشاند و سگ بانگ میکند مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بدهست کوهست نیست که که به بادی ز جا رود آن گله پشهست که بادیش ره زدهست گر قاعده است این…
-
۲۲
غزل شمارهٔ ۲۲ یقین ما به خیٰال و گمان نمیگردد گمان آن مکنیــــــدش که آن نمیگردد بغیر نقش توام در نظر نمیآید بغیر نام توام بر زبـــــــان نمیگردد ز کفر ودین چه زنم دم که از تجلی دوست دلم به این و زبانم به آن نمیگردد به آستانهٔ او کس نمیگذارد سر که آستانهٔ…
-
۲۳
غزل شمارهٔ ۲۳ کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد که باشم من که بر خونم چنان سروی میان بندد شوم قربان دمی صد ره کمان ابروانش را هلال ابرویم هر گه، که ترکش بر میان بندد تراوش میکند راز غمش از هر بن مویم اگر غیرت گلو گیرد، اگر حیرت زبان بندد…