دسته: با خوانش و خوشنوسی برخی حکایات
-
در سیرت اردشیر بابکان آمده است
متن حکایت در سیرت اردشیر بابکان آمده است که حکیم عرب را پرسید که روزی چه مایه طعام باید خوردن گفت صد درم سنگ کفایت است گفت این قدر چه قوّت دهد گفت هذا المِقدارُ یَحمِلُکَ و ما زادَ عَلی ذلک فَانتَ حامِلُه یعنی این قدر ترا بر پای همیدارد و هر…
-
در عقد بیع سرایی متردد بودم
متن حکایت در عقد بیع سرایی متردّد بودم جهودی گفت من از کدخدایان این محلتم وصف این خانه چنانکه هست از من پرس بخر که هیچ عیبی ندارد گفتم بجز آن که تو همسایه ای خانه ای را که چون تو همسایه است ده درم سیم بد عیار ارزد لکن امیدوار…
-
سحبان وائل را در فَصاحت بی نظیر نهادهاند
متن حکایت سحبان وائل را در فَصاحت بی نظیر نهادهاند به حکم آن که سالی بر سر جمعی سخن گفتی و لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی وز جمله آداب ندماء ملوک یکی این است سخن گرچه دلبند و شیرین بود سزاوارِ تصــدیق و تحسین بود …