دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست
یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست؛ که روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنّون بگریست و گفت: اگر من خدای را، عَزَّ وَ جَلَّ، چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جملهٔ صِدّیقان بودمی. گر نه اومید و بیمِ…
-
هارونالرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد
هارونالرشید را چون مُلکِ دیارِ مصر مسلم شد گفت: به خلافِ آن طاغی که به غرورِ مُلکِ مصر دعویِ خدایی کرد، نبخشم این مملکت را مگر به خسیسترینِ بندگان. سیاهی داشت نام او خَصِیب در غایتِ جهل. مُلکِ مصر به وی ارزانی داشت و گویند: عقل و درایتِ او تا به جایی بود…
-
خبرداری از خسروان عجم که کردند بر زیردستان ستم؟
خبرداری از خسروان عجم که کردند بر زیردستان ستم؟ نه آن شوکت و پادشایی بماند نه آن ظلم بر روستایی بماند خطا بین که بر دست ظالم برفت جهان ماند و با او مظالم برفت خنک روز محشر تن دادگر که در سایهٔ عرش دارد مقر به قومی که نیکی پسندد خدای دهد…