دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
ملک زاده ای گنج فراوان از پدر میراث یافت
ملکزادهای گنج فراوان از پدر میراث یافت. دستِ کَرَم برگشاد و دادِ سخاوت بداد و نعمتِ بیدریغ بر سپاه و رعیّت بریخت. نیاساید مَشام از طبلهٔ عود بر آتش نِه، که چون عنبر ببوید بزرگی بایدت بخشندگی کن که دانه تا نیفشانی نروید یکی از جُلَسایِ بیتدبیر نصیحتش آغاز کرد که «ملوکِ…
-
تو را عادت ای پادشه حق رَوی است
تو را عادت ای پادشه حق رَوی است، دل مرد حقگوی از اینجا قوی است نگین خصلتی دارد ای نیکبخت، که در موم گیرد، نه در سنگ سخت! عجب نیست گر ظالم از من به جان برنجد، که دزد است و من پاسبان تو هم پاسبانی به انصاف و داد، که حفظ…
-
رنجوری را گفتند دلت چه خواهد ؟
یکی از حکما پسر را نهی همیکرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند. گفت: ای پدر! گرسنگی خلق را بکشد، نشنیدهای که ظریفان گفتهاند به سیری مردن به که گرسنگی بردن. گفت: اندازه نگهدار، کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لٰا تُسْرِفوُا. نه چندان بخور کز دهانَت برآید نه چندان که از ضعف…