دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۴۱۸. سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
شماره 418 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست بستان جام و درآشام که آن شربت توست عدد ذره در این جو هوا عشاقند طرب و حالت ایشان مدد حالت توست همگی پرده و پوشش ز پی باشش تو است جرس و طبل رحیل از جهت رحلت توست هر که را…
-
مقطعات
۱ بسوختیم به برق طلب سراپا را کسی نداند از آن بینشان نشان ما را مگر صبا ز سر زلف او گره بگشود که بوی مشک گرفت است کوه و صحرا را ۲ چون بادگری سر نکند راه عدم را داد است بگوئید عرب را و عجم را بگرفته همه اهل جهان را غم راحت…
-
۴۱۷. من پری زادهام و خواب ندانم که کجاست
شماره 417 من پری زادهام و خواب ندانم که کجاست چونک شب گشت نخسپند که شب نوبت ماست چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسب دخل و خرج است چنین شیوه و تدبیر سزاست خرج بیدخل خدایی است ز دنیا مطلب هر که را هست زهی بخت ندانم که که راست