دسته: شعرا
-
حال دل با تو گفتنم هوس است
غزل ۴۲ حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس است طمع خام بين که قصه فاش از رقيبان نهفتنم هوس است شب قدری چنين عزيز و شريف با تو تا روز خفتنم هوس است وه که دردانهای چنين نازک در شب تار سفتنم هوس است ای…
-
اگر چه باده فرح بخش و باد گلبيز است
غزل ۴۱ اگر چه باده فرح بخش و باد گلبيز است به بانگ چنگ مخور می که محتسب تيز است صراحی ای و حريفی گرت به چنگ افتد به عقل نوش که ايام فتنه انگيز است در آستين مرقع پياله پنهان کن که همچو چشم صراحی زمانه خونريز است به آب…
-
گریه سنگین
گریه سنگین قلم در دست من ميلرزد از تاب سخن امشب سر انديشه پردازي نمي آيد زمن امشب مرا ديوانه بايد گفت ،با اين گريه سنگين بحالم شمع ميخندد ،بحال سوختن امشب ردايم عشق وكفشم صبر و راهم بي سرانجامي ندانم چون بيارامم درون پيرهن امشب چنان بريان شدم ، بر آتش آشفته بختيها…