دسته: شعرا
-
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
غزل ۴۸۶ بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی میخواند دوش درس مقامات معنوی يعنی بيا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکته توحيد بشنوی مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گوی تا خواجه می خورد به غزلهای پهلوی جمشيد جز حکايت جام از جهان نبرد زنهار دل مبند…
-
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
غزل ۴۸۷ ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی در مکتب حقايق پيش اديب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کيميای عشق بيابی و زر شوی خواب و خورت ز مرتبه خويش دور…
-
سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی
غزل ۴۸۸ سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهی گفت بازآی که ديرينه اين درگاهی همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهان بين دهدت آگاهی بر در ميکده رندان قلندر باشند که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پای دست قدرت…