دسته: شعرا
-
عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام
غزل ۳۰۹ عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام ساقی شکردهان و مطرب شيرين سخن همنشينی نيک کردار و نديمی نيک نام شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی دلبری در حسن و خوبی غيرت ماه تمام بزمگاهی دل نشان چون قصر…
-
ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی
غزل ۴۸۰ ای که در کشتن ما هيچ مدارا نکنی سود و سرمايه بسوزی و محابا نکنی دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تا نکنی رنج ما را که توان برد به يک گوشه چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ديده ما چو به اميد…
-
بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاده کنی
غزل ۴۸۱ بشنو اين نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حاليا فکر سبو کن که پر از باده کنی گر از آن آدميانی که بهشتت هوس است عيش با آدمی ای چند پری زاده کنی …