دسته: شعرا
-
ری را
ری را « ری را»…صدا می آید امشب از پشت « کاچ» که بند آب برق سیاه تابش تصویری از خراب در چشم می کشاند. گویا کسی است که می خواند… اما صدای آدمی این نیست. با نظم هوش ربایی من آوازهای آدمیان را شنیده ام در گردش شبانی سنگین؛ زاندوه های من سنگین…
-
خانهام ابریست …
خانهام ابریست … خانه ام ابری ست یکسره روی زمین ابری ست با آن. از فراز گردنه خرد و خراب و مست باد میپیچد. یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من! آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟ خانه ام ابری ست اما ابر بارانش…
-
قصیده شماره ده
ایضاله فرستاد دریای فضل و هنر بدین خشک لب بحری از شعر تر روان کرد جویی ز بحر روان که دارد همی ز آب کوثر اثر روانی لفظ روانبخش او ببرد آبروی نسیم سحر دل ناتوانم همانا بدید فرستاد بهر دل من شکر چو بر جانم از فضل زیور نیافت بیاراست جانم به فضل…