دسته: شعرا
-
محرم راز
محرم راز در غم هجر رخ ماه تو، در سوز و گدازیم تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم؟ شب هجران تو آخر نشود، رُخ ننمایی در همه دهر تو در نازی و ما گرد نیازیم آید آن روز که در باز کنی، پردهگشایی؟ تا به خاک قدمت جان و…
-
سرّ عشق
سرّ عشق ما ز دلبستگی حیله گران، بیخبریم از پریشانی صاحبنظران، بیخبریم عاقلان از سر سودایی ما بیخبرند ما ز بیهودگی هوشوران بیخبریم خبری نیست ز عشاق رُخش در دو جهان چه توان کرد که از بیخبران بیخبریم؟ سرّ عشق از نظر پرده دران پوشیده است ما ز رسوایی این…
-
کعبه دل
کعبه دل تا از دیار هستی، در نیستی خزیدیم از هر چه غیر دلبر، از جان و دل بریدیم با کاروان بگویید: از راه کعبه برگرد ما یار را به مستی، بیرون خانه دیدیم لبّیک از چه گویید، ای رهروان غافل ؟ لَبیّک او به خلوت، از جامِ می شنیدیم …