دسته: شعرا
-
۱۶۰. مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را
غزل شماره 160 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را که سزا نیست سلحها به جز از تیغ زنان را چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را چه کند عورت مسکین سپر و گرز و سنان را چو میان نیست کمر را به کجا بندد آخر که وی از سنگ…
-
۱۵۹. ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شماره 159 ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را داد گلزار جمالت جان شیرین خار را ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو در سجودافتادگان و منتظر مر بار را عقل از عقلی رود هم روح روحی گم کند چونک طنبوری ز عشقت برنوازد تار را گر ز آب لطف…
-
۱۵۸. ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را
غزل شماره 158 امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها با کسی باید که روحش هست صافی صفا چون تغییر هست در جان وقت جنگ و آشتی آن نه یک روحست تنها بلک گشتستند جدا چون بخواهد دل سلام آن یکی همچون عروس مر زفاف صحبت داماد دشمن روی را باز…