دسته: شعرا
-
۴۴۳. از دل به دل برادر گویند روزنیست
شماره 443 از دل به دل برادر گویند روزنیست روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست زان روزنه نظر کن در خانه جلیس بنگر که ظلمت است در او یا که روشنیست گر روشن است و بر…
-
۳۴
غزل شمارهٔ ۳۴ مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم به سامان آفریدند نه دستم از گریبان واگرفتند نه در دستم گریبان آفریدند نه دردم را طبیبان چاره کردند نه بیدردم چو ایشان آفریدند نیامیزد سر دردت به گردم که دردم عین درمان آفریدند ز من با آنکه بی او نیستم من بیابان در…
-
۴۴۲. بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
شماره 442 بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست خود اوست جمله طالب و ما همچو سایهها ای گفت و گوی ما همگی گفت و گوی دوست گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم گاهی چو آب حبس شدم در سبوی…