دسته: پروین اعتصامی
-
ای گربه
ای گربه ای گربه، ترا چه شد که ناگاه رفتی و نیامدی دگر بار بس روز گذشت و هفته و ماه معلوم نشد که چون شد این کار جای تو شبانگه و سحرگاه در دامن من تهیست بسیار در راه تو کند آسمان چاه کار تو زمانه کرد دشوار پیدا نه بخانهای نه بر بام…
-
امید و نومیدی
امید و نومیدی به نومیدی، سحرگه گفت امید که کس ناسازگاری چون تو نشنید بهر سو دست شوقی بود بستی بهر جا خاطری دیدی شکستی کشیدی بر در هر دل سپاهی ز سوزی، نالهای، اشکی و آهی زبونی هر چه هست و بود از تست بساط دیده اشک آلود از تست بس است این کار…
-
امروز و فردا
امروز و فردا بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنائی هست من به پیوند تو یک رای شدم گر ترا نیز چنین رائی هست گفت فردا به گلستان باز آی تا ببینی چه تماشائی هست گر که منظور تو زیبائی ماست هر طرف چهرهٔ زیبائی هست پا بهرجا که نهی برگ…