دسته: مولانا
-
۵۳۰. امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
شماره 530 امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد سلطان سلطانان ما از سوی میدان میرسد امروز توبه بشکنم پرهیز را برهم زنم کان یوسف خوبان من از شهر کنعان میرسد مست و خرامان میروم پوشیده چون جان میروم پرسان و جویان میروم آن سو که سلطان میرسد اقبال آبادان شده…
-
۵۲۹. خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
شماره 529 خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد دیدی تو یا خود دید کس کاندر جهان خر بز خورد ترونده پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد زان میوههای نادره زیرک دل و گربز خورد آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس وان کس که…
-
۵۲۸. آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند
شماره 528 آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر شیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند وان کور مادرزاد را دانا…