دسته: مولانا
-
۶۰۵. ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد
شماره 605 ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد بگذار شکرها را بگذار قمرها را او چیز دگر داند او چیز دگر سازد در بحر عجایبها باشد به جز از گوهر اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد جز آب دگر…
-
۶۰۴. هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
شماره 604 هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد صد مه…
-
۶۰۳. گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
شماره 603 گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد ور زان دو یکی کم شد ما را چه زیان دارد ای در غم بیهوده از بوده و نابوده کاین کیسه زر دارد وان کاسه و خوان دارد در شام اگر میری زینی به کسی بخشد جانت ز حسد این جا رنج خفقان…